استرس شغلی

20 فروردين 1398



امروزه افراد بیش از نیمی از اوقات بیداری خود را در محیطهای کاری میگذرانند و در نتیجه تحت تاثیر عوامل مختلفی که در محیط کارشان وجود دارد قرار میگیرند.


در کلیه محیط های کاری پنج خطر عمده ســلامتی افـــراد را بـــــه مخاطره می اندازد؛ این خطرات عبارتند از عوامل زیان آور فیزیکی ، شیمیایی ، ارگونومیکی ، بیولوژیکی و روانی. در حقیقت این عوامل سلامتی افراد در محیط کار رابه خطر انداخته و میتواند باعث بیماری و ناتوانی در آنها شود . مهم این است که خطرات روانی محیط کار و از جمله استرس شغلی در همه جا وجود داشته و مربوط به شغل خاصی نیست ، ولی خطرات دیگر ممکن است بر حسب کار فرد در یک محیط کاری وجود نداشته باشد . مثلا ًًً یک فرد جوشکار با خطرات بیولوژیکی خاصی در تماس نیست ویا یک پرستار را خطرات فیزیکی چندانی تهدید نمیکند.
در سال 1992 سازمان ملل متحد استرس شغلی را بیماری قرن بیستم دانست و چندی بعد سازمان بهداشت جهانی آن را مشکلی همه گیر در جهان اعلام نمود. انجمن بین المللی کار هزینه های وارده به کشورها به علت استرس شغلی را  1 تا 3.5 درصد تولید ناخالص داخلی تخمین زده است.
در تحقیقات مختلف مشخص شده است که حدود 30 درصد نیروی کار در کشورهای توسعه یافته از استرسهای کاری رنج میبرند ، و این میزان در کشورهای در حال توسعه بیشتر نیز میباشد . در آمریکا هزینه های ناشی از استرس ، سالانه در حدود 300 میلیون دلار است و در تحقیقی که توسط NIOSH انجام شده 26 درصد از شاغلین آمریکایی تحت استرس بوده و دچار فرسودگی شغلی شده بودند. در کشورهای اروپایی نیز در حدود 28 درصد شاغلین از مشکلات و بیماریهای ناشی از استرس رنج میبرند . در انگلستان در سال 2000 حدود 500000 کارگر دچار استرس شغلی بودند که افزایش 30 درصدی نسبت به سال 1990 نشان میدهد.
توجه به این نکته ضروری است که امروزه در کشورهای پیشرفته استرس شغلی نیز جزء موارد غرامت پذیر بیماریهای شغلی میباشد. در سال 1995 تقریباً در نیمی از ایالتهای آمریکا دادگاهها رای به پرداحت غرامت به خاطر ناتوانی ناشی از استرس داده اند. همچنین در سال 1999 تعداد شکایات ناشی از استرس 15 درصد تمام موارد شکایت غرامت پذیر کارگری در آمریکا را به خود اختصاص داده است .
باتوجه به بالا رفتن آگاهی شاغلین و تصحیح قوانین حقوقی درصد شکایات و هزینه های مربوط به این موضوع در حال افزایش است.

تعریف
علی رغم تحقیقات فراوان در مورد استرس هنوز تعریف واحدی در این خصوص ارائه نشده است. و تعاریف متعددی برای استرس شغلی وجود دارد . از آنجا که پرداختن به تمامی تعاریف مقدور نمیباشد صرفاً به مشهورترین تعاریف که مورد قبول تعداد زیادی از دانشمندان و سازمانهای جهانی میباشد ، میپردازیم.
Shirom استرس را یک احساس فردی هنگامی که نیازهای محیطی ( استرسورها ) از توانایی ها و قابلیتهای فردی فراتر رفته و باعث یک پیامد منفی میشود تعریف کرده است.
Selye استرس را به صورت عدم توازن بین قابلیتهای فردی و نیازهای محیطی تعریف کرده است.
یک تعریف اختصاصی تر توسط NIOSH در سال 1997 ارائه شده است : "استرس شغلی وقتی رخ میدهد که بین نیازهای شغلی با تواناییها ، قابلیتها و خواسته های فرد هماهنگی نباشد. " در این تعریف علاوه برعدم هماهنگی با تواناییها و قابلیتهای فرد به خواسته های فردی نیزتوجه شده است .
از دیگر واژه هایی که در کتب و مقالات مربوط به استرس زیاد به چشم میخورد استرین ، مقابله و استرسورمیباشد.

استرین (Strain) : پروسه ای سایکولوژیک ، رفتاری و فیزیولوژیک است که تحت تاثیر استرس رخ داده و باعث قطع عملکرد نرمال میشود . در واقع استرین به معنای تظاهرات کوتاه مدت فیزیولوژیکی ، روانی و رفتاری ناشی از استرس میباشد و نشانه هایی مانند بالا رفتن ضربان قلب ، عرق سرد بر روی بدن ، اضطراب ، بیقراری و... دارد.
مقابله (Coping): توانایی فیزیکی و روانی جهت مقابله با اثرات استرس شغلی است.

استرسور (Stressor) : هر عامل خارجی یا داخلی که باعث استرس روانی و فیزیکی شود. در واقع در محیطهای شغلی یک سری علل و عوامل وجود دارند که در فرد ایجاد استرس مینمایند ، مانند حجم کاری زیاد ، سرعت کاری بالا ، عدم حمایت اجتماعی و ... که هر کدام از این عوامل یک استرسور محسوب میشوند.


استرسورها
همانگونه که گفتیم استرسورها عوامل ایجاد کننده استرس در محیط کار هستند و در اینجا به بحث استرسورها براساس یکی از تقسیم بندی ها خواهیم پرداخت .

1. استرسورهای سازمانی:
امروزه بیشتر مردم در جوامع صنعتی در گروههای سازمان یافته به کار گرفته میشوند و تحت تاثیر عواملی که در این سازمانها وجود دارند ، قرار میگیرند. اختلاف در عقیده ، ارتباطات ناکافی با همکاران و روسا ،  تفویض وظایف کاری به دیگری ، محدودیت در تصمیم گیری و قواعد و مقررات سازمانی از عواملی هستند که در هر سازمان و یا اداره ای وجود دارند.

الف. تغییرات (Changes):
هنگامیکه در سازمانی تغییرات رخ میدهد ، استرس در کارکنان آن سازمان به وجود می آید . این تغییرات میتوانند هنگام راه اندازی یک خط تولید جدید در یک کارخانه یا سرویس جدید در اداره و یا تغییرات ساختاری در ادارات و سازمانها به وجود آیند. در صورتی که فردی نتواند با تغییرات فوق منطبق شود ، در وی استرس ایجاد خواهد شد . در تحقیقات مختلف، هنگام ایجاد یک خط تولید جدید ، افزایش سطح اضطراب و کاهش رضایت شغلی در کارکنان آن کارخانه دیده شده است. به عبارت دیگر فرایند تغییر ممکن است تعادل  روحی فرد در یک سازمان را به هم زده و در وی استرس ایجاد نماید.

ب. روابط ناکافی:
ارتباطات ضعیف در سازمانها و احساس کم توجهی از طرف مدیریت میتواند باعث استرس شده و رضایت شغلی پایین را در کارکنان ایجاد کند. بر عکس حمایت شدن از طرف همکاران و سرپرستان باعث کاهش استرس در فرد میشود. تعارض (Conflict)  با سرپرست یا همکاران یک عامل استرس زای قدرتمند است.  این تعارض میتواند بین اعتقادات ایدئولوژیک یک فرد و اهداف سازمانی وجود داشته باشد و باعث ایجاد استرس در وی شود.

2. پیشرفت شغلی:
از جمله عواملی که باعث ایجاد استرس در محیط کار خواهد شد ، عدم امکان پیشرفت کاری است . استرس ممکن است به علت هم محدود نمودن پیشرفت شغلی و هم پیشرفت سریع شغلی رخ دهد . معمولاً فردی که شروع به کار میکند امید دارد که در آن چیزهای تازه یاد گرفته و مهارتهای جدید بیاموزد.همچنین فرد دوست دارد روزی برسد که خود سرپرست و رئیس قسمت خود شده و پله های ترقی را بپیماید . محدود نمودن پیشرفت کاری و اخراج یا منتظر خدمت کردن فرد میتواند باعث ناامیدی فرد شده ودر وی استرس ایجاد کند . در مطالعات مختلف دیده شده است که در کارگران اخراج شده یا کسانی که منتظر خدمت شده اند، بیماریهای روانی ، مصرف الکل و دارو ، زخم معده و فشار خون شیوع بیشتری دارد.
پیشرفت سریع کاری نیز ممکن است باعث استرس شود . با پیشرفت کاری فرد، از وی مسئولیتهای جدیدی که برای آنها  مهارت لازم را ممکن است کسب نکرده باشد ، خواسته میشود و این خود باعث اضطراب در وی میشود.

3. نقش سازمانی:
الف. تعارض نقش (Role Conflict):
نقش یا Role  مجموعه رفتارهایی است که از شاغلین انتظار انجام آن میرود. تعارض نقش یعنی اینکه از فرد انتظار انجام وظایف متضادی برود.
Rizzo و همکارانش در سال 1970 تعارض نقش را به چهار گروه تقسیم نمودند:
اول تعارض نقش شخصی بين يک نقش خاص و سيستم ارزيابی شخصی. دوم تعارض نقش داخل فرستنده ای است. در حقیقت فرستنده کسی است که وظايف را تقسيم می کند. اين حالت زمانی اتفاق می افتد که که يک تقسيم کننده وظايف بيش از يک وظيفه را به فرد ديگری می دهد. سوم فزونی  بيش از حد وظايف است که زمانی اتفاق می افتد که وظايف بسياری با در نظر گرفتن توانايی ، زمان و منابع مجاز به فردی تحميل می شود. چهارم تعارض وظيفه بين فرستنده ای است و آن در زمان وجود انتظارات دوجانبه از نقش ، سياستهای متضاد و نيازهای ديگران و معيارهای نامناسب بروز می کند.
امروزه، مهمترين تعارض بر اساس این تقسيم بندی نوع چهارم است. علت اين مسئله اين است که يک بازرس هم بايد نيارهای اجتماعی کارگر و هم نيازهای شرکت را تامين کند. اگر دستيابی به يکی میسر شود به قيمت از دست رفتن ديگری خواهد بود . در حالی که کارگر از بازرس توقــع دارد حقه بازی های بيانيه های اقتصادی را پيدا کند و گزارش دهد و مديران را ارزيابی کند و مديران از بازرس می خواهند که دستکاريهای بيانيه های اقتصادی را ناديده بگيرد. نياز اين دو بخش متعارض را نمی توان همزمان براورده کرد، بنابراين بازرس مجبور است يکی را انتخاب کند.
Kahn در سال 1974 پی برد افرادی که از تعارض نقش بیشتری رنج میبرند، رضایت شغلی کمتر و استرس شغلی بیشتری دارند.

ب . ابهام نقش :
یکی از شایعترین استرسورهای محیط کار میباشد . ابهام نقش وقتی رخ میدهد که مسئولیتهای فردی به خوبی تعریف نشده باشد و انتظارات روشنی در تصویر ذهنی فرد نباشد و یا اینکه اهداف سازمانی برای فرد مشخص نباشد . در واقع افراد نسبت به آنکه چگونه باید کارشان را انجام بدهند و کاری را در چه زمانی به انجام برسانند و اینکه چگونه و با چه معیاری کارشان مورد ارزیابی قرار میگیرد، آگاه نیستند . یکی از علل ابهام نقش ارتباط ناکافی بین مسئولین و افراد است.

ج . وسایل ناکافی جهت انجام کار:
نوع دیگر استرس ناشی از نقش هنگامی رخ میدهد که افراد احساس میکنند بین انتظارات سرپرست خود و وسایل موجود  برای انجام کار تفاوت وجود داشته باشد، به عبارت دیگر وقتی از کارگری خواسته شود که محصولی را بدون اینکه ابزار کافی برایش تامین کنیم ، تولید کند وی دچار استرس خواهد شد . زمان ناکافی و پرسنل کم نیز در فرد مسئول کار ، باعث استرس میشود.

د. اختیار ناکافی برای انجام کار:
وقتی رخ میدهد که سرپرست به فرد اختیار کافی جهت انجام کار را نمیدهد و وی را در محیط کار محدود مینماید. و در واقع کارگر آزادی عمل کافی برای انجام کار را نداشته باشد ، در این صورت نیز در وی استرس ایجاد میشود.

4.وظیفه (Task):
یک فعالیت واضح کاری است که  یکی از گامهای منطقی و لازم در اجرای یک تکلیف (Duty) را تشکیل میدهد.

الف. بار کاری (Work Load):
طبق تحقیقــات گذشته مشخص شده است که هم افـــزایش بـــار کـاری (Work Over Load) و هم بار کاری کم(Work Under Load) میتواند باعث استرس شود. هر دو نوع این حالات خود میتواند به دو گروه کمی یا کیفی تقسیم شوند.
افزایش بار کاری به این معناست که فرد باید یک کار بسیار زیاد را درمحدوده زمانی مشخص به انجام برساند ، یعنی از فرد بخواهند در یک زمان محدود میزانی کار را انجام دهد که بیش از حد تواناییش باشد .
افزایش بار کاری کیفی معمولاً وقتی رخ میدهد که فرد احساس میکند مهارت و توانایی کافی جهت انجام کار را ندارد.
کاهش بار کاری کمی یعنی اینکه از فرد بخواهیم میزان بسیار کم کار را انجام دهد و این باعث کاهش راندمان فرد خواهد شد.
کاهش بار کاری کیفی یعنی اینکه از فرد بخواهیم یک سری کارهای روتین و خسته کننده و تکراری را انجام دهد یعنی مجموعه ای از کارهایی که موجب تحریک ذهن فرد نمیشود.
طبق چندین مطالعه نشان داده شده است که بار کاری کمی زیاد باعث افزایش بروز بیماریهای قلبی – عروقی و مصرف داروهای مخدر و الکل میشود ، همچنین دیده شده است که بار کاری کیفی بالا در دانشجویان پزشکی ، حسابرسان مالیاتی و استادان دانشگاه با سطح بالای کلسترول خون در ارتباط بوده است.

ب. مسئولیت در برابر زندگی و رفاه دیگران:
مسئولیتهای شغلی از علل مشخص استرس هستند و افرادی که مسئولیتهای شغلی سنگین تری دارند از استرس بیشتری رنج میبرند . در این بین کارهایی که متضمن مسئولیت زندگی و رفاه  دیگران است ، استرس بیشتری ایجاد میکنند . در مطالعات مختلف مشخص شده است که پزشکان ، پرسنل کنترل خطوط هوایی و افرادی که در مورد زندگی دیگران تصمیم میگیرند بیشتر دچار زخم معده ، سکته قلبی و هیپرتانسیون میشوند.

ج. آزادی کم در تصمیم گیری :
همانطور که در مدل کارازک بیان شد کم بودن قدرت و آزادی در تصمیم گیری باعث افایش استرس در کارگر میشود . در مطالعات مختلف دیده شده است که دادن اختیار و قدرت تصمیم گیری بیشتر به کارگر باعث کاهش سکته قلبی و آسیب های دیگر شغلی در وی میشود.

5. شرایط فیزیکی محیط کار:
الف . شرایط نامطلوب کاری:
هر یک از ویژگیهای محیط کار که از شرایط مطلوب برخوردار نباشند باعث استرس میشوند . این ویژگیها شامل روشنایی ، سر و صدا ، فضای ناکافی کار ، محیط کار نامرتب و کثیف و ... است.
مثلاً اگر میزان روشنایی محیط کار کم باشد فرد به تدریج دچار استرس میشود یا هنگامیکه سرو صدا از یک حد خاص بگذرد موجب افت شنوایی خواهد شد. سر و صدای زیاد به جهت اینکه نمیگذارد کارگر با اطرافیانش ارتباط درست داشته باشد و وی را در یک حالت ایزوله قرار میدهد میتواند باعث استرس شود . در تحقیقات مختلف مشخص شده است که افزایش سر و صدای محیط کار علاوه بر اثر بر روی حلزون گوش و کری شغلی باعث افزایش فشار خون افراد میشود. نکته جالب اینست که وقتی فرد احساس میکند بر روی سر و صدای محیط کار کنترل دارد ، میزان استرس به شدت کاهش می یابد به عنوان مثال در تحقیقی دگمه ای جهت کنترل میزان صدا در اختیار پرسنل قرار داده شد یعنی فرد میتوانست  اگر بخواهد میزان سر و صدا را کم یا زیاد کند . جالب این بود که هر چند افراد تغییری در میزان سر و صدا ایجاد نکردند یعنی از تگمه کنترل صدا استفاده ننمودند ولی میزان استرشان کاهش یافت . به عبارت دیگر صرف احساس کنترل بر روی صدای محیط کار موجب کاهش استرس گردید.

ب. خطرات فیزیکی و شیمیایی:
خطرات فیزیکی و شیمیایی از علل بالقوه ایجاد استرس هستند. به ویژه وقتی فرد در خطر آسیب بدنی باشد ، مشاغل مربوط به خدمات اورژانس مثل پرسنل نظامی ، آتشنشانان ، امدادگران و افراد پلیس در معرض چنین خطراتی هستند.

ج. خطرات ارگونومیکی:
ارگونومی علمی است که به هماهنگ سازی محیط کاری و فعالیتهای شغل با توجه به تواناییهای فرد میپردازد و هدف آن افزایش میزان تناسب و هماهنگی کار، ابزارهای کاری و نیازهای شغلی با تواناییهای فرد میباشد. طبعاً در صورت کم بودن میزان این تناسب احتمال ایجاد استرس بالا میرود و به عبارت دیگر احساس عدم رضایت و آسایش به واسطه شرایط ارگونومیک نامناسب ایجاد و منجر به افزایش میزان درجه حساسیت افراد به استرس شغلی خواهد شد.
شرایط ارگونومیک نامناسب کار موجب اختلالات بینایی ، عضلانی و روحی- روانی شده و مسائلی مانند خستگی و سوزش چشم ، سردرد ، خستگی و درد عضلات ، ایـسکمی ، تنشهـای روانی ، اضطـراب ، افسـردگی و... را به وجود می آورد. در ابتدا این اختلالات گذرا میباشند ولی با طولانی شدن شرایط نامناسب ارگونومیکی این مشکلات نیز دائمی خواهند شد . مسئله بسیار مهم این است که این گونه اختلالات بر یکدیگر اثر تشدید کننده دارند . به عنوان مثال اختلالات بینایی و ضعف عضلانی میتواند منجر به بروز و یا تشدید اضطراب و تنش روانی فرد شود و حال خود اضطراب و تنش روانی باعث افزایش درجه حساسیت فرد به خستگی و درد شده و در نتیجه فرد درد و خستگی بیشتری حس خواهد نمود ؛ بدین ترتیب یک سیکل معیوب ایجاد میگردد.

د.عوامل شیمیایی :
مواجهه با عوامل شیمیایی ممکن است باعث استرس از طرق مختلف شوند. این مواد ممکن است اثرات سمی یا تحریک کننده داشته باشند و مواجهه با آنها سلامت فرد را به خطر انداخته و در وی باعث استرس شود. بوهای نامطبوع این مواد نیز یک استرسور قدرتمند هستند.

ه.    نوبت کاری :
طبق تعریف به هر نوع کاری که به طور معین در خارج از ساعات کاری نرمال روزانه (7 صبح تا 18 ) انجام شود ، نوبت کاری گفته میشود . دیده شده است که حدود 10 تا 25 درصد شاغلین بصورت نوبت کاری مشغول به کار هستند . همانطور که میدانیم نوبت کاری باعث عوارض و پیامدهای مختلفی در کارگر میشود ؛ که یکی از مهمترین آنها استرس  و استرین شغلی است . تنش در نوبت کاران تابع سه دسته عوامل استرس زا است: دستگاه سیرکادین ، محرومیت از خواب و عوامل خانوادگی – اجتماعی
دستگاه سیرکادین با توجه به ماهیت ذاتی خود در برابر تغییرات ناگهانی و روزمره ساعات کاری مقاومت میکند . افرادی که بصورت نوبت کاری مشغول به کار هستند به جهت بر هم خوردن ریتم سیرکادین دچار فشار و استرس میشوند . همچنین خواب فرد ممکن است در اثر عدم تطابق ریتم سیرکادین دچار اختلال شود.
در کارگران شیفتی کیفیت و کمیت خواب کاهش می یابد . محرومیت از خواب خود یک عامل ایجاد کننده استرس است . چون باعث افت عملکرد کاری فرد و افزایش احتمال خطا در انجام کار میشود و این باعث تعارض بین کارگر و کارفرما میشود.
از طرف دیگر افراد نوبت کار ممکن است مشکلات خانوادگی – اجتماعی متعددی داشته باشند و نوبت کاری باعث کم شدن رابطه فرد با خانواده خود میشود. مثلاً زمانهایی که خانواده بیدار هستند ممکن است فرد کارگر در استراحت باشد و شبها که افراد خانواده فرصت گفتگو و تعامل دارند وی درسر کار باشد . همچنین در جامعه نیز فرد نوبت کار ممکن است به مرور منزوی گردد و باعث ایجاد استرس در وی شود.
استرسورهای غیر شغلی (Non – Work Source):
شامل مواردی است که جدا از شغل افراد هستند مانند مشکلات خانوادگی  و مسائل شخصی افراد. نکته مهم این است که جدا کردن این استرسورها از استرسورهای شغلی بسیار سخت است . زیرا به شدت به هم آمیخته اند و بر هم تاثیر میگذارند ؛ یعنی وقتی فرد در محیط کار مشکل داشته باشد ، زندگی شخصی وی نیز دچار مشکل میگردد و این موضوع باعث تشدید استرس و افت کیفیت کاری وی خواهد شد  و دوباره استرس وی تشدید شده و یک سیکل بسته خواهیم داشت.


تفاوتهای فردی در پاسخ به استرسورها
فاکتورهای زیادی ممکن است روی آسیب پذیری فرد در برابر استرس تاثیر بگذارند. ساختار شخصیتی ، زندگی خانوادگی ، طبقه اجتماعی و سیستمهای حمایت اجتماعی مهمترین عوامل تاثیر گذار بر روی پاسخ به استرس هستند . ویژگیهای فردی در افراد مختلف باعث میشود که آنها حساسیت پذیری متفاوتی نسبت به عوامل استرس زا داشته باشند . در این جا به تعدادی از این موارد میپردازیم :

1. ساختار شخیصتی :
الگوی رفتاری تیپ A مجموعه ای از رفتارها یا روش زندگی است که با میل به رقابت ، عجول بودن ، بی صبری ، بی قراری ، حالت تهاجمی ، سریع سخن گفتن، حالت هوشیاری بالا و تنش عضلانی شدید مشخص میشود.
در طرف دیگر طیف تیپ شخصی B قرار دارد . این گروه شامل افرادی میشود که بسیار راحت و ریلاکس ، علاقه مند به کار گروهی و راضی از فعالیتهای روزمره خود میباشند.
مشخص شده است که افراد با تیپ A  احتمال بیشتری دارد که به بیماریهای قلبی عروقی مبتلا شوند . همچنین دیده شده است که افراد با تیپ شخصیتی Aنسبت به افراد تیپ شخصی B در مواجهه با یک میزان ثابت استرس خارجی ، تنش بدنی و روحی بیشتری خواهند داشت . این نکته نیز جالب توجه است که افراد با تیپ شخصی A بعلت عجله ذاتی که دارند ، احتمال بیشتری دارد که دچار حوادث ناشی از کار شوند .
افراد شخصیت وسواسی هنگام تغییر در محیط کار دچار استرس میشوند. این افراد به جهت شخصیت وسواس گونه خود جهت انجام کار روتین خود ممکن است آنرا چندین بار بررسی کنند. حال با تغییر نوع  یا محیط کار، وی نیاز به بررسی بیشتر داشته و این خود باعث ایجاد استرس میشود.

2. مقابله (Coping):
به معنای مجموعه تلاشهایی است که موجب کاهش اثرات منفی استرس بر روی احساس سلامتی فرد گردد . بعد از آنکه استرس ایجاد شد چگونگی انطباق با آن نقش مهمی در ایجاد یا عدم ایجاد مشکلات ناشی از استرس بازی میکند.
در سال1980 Folkman و Lazarus، دو روش کلی برای مقابله توصیف کردند . یکی "مقابله مشکل محور"(Problem – Focused Coping) که در آن هدف رفع نمودن اصل مشکل یعنی حذف یا تقلیل منشاء استرس میباشد.
روش دوم مقابله "هیجان محور"(Emotion – Focused Coping)  که در آن هدف کاهش علایم و عوارض هیجانی منتج از استرس میباشد.
از آنجایی که مقابله در افراد مختلف متفاوت میباشد لذا موجب تغییر درپاسخ به استرسورها میگردد . لازم به توضیح است که شیوه های مقابله از ترکیبی از تفکرات ، باورها و رفتارهای فرد به وجود می آیند . این شیوه ها نسبتاً در طی زمان ثابت بوده و چندان تغییر نمی کنند. تفاوتهای فردی مانند شخصیت ، سن ، تجربه ، نژاد و هوش در میزان مقابله افراد با استرس تاثیر میگذارند . توجه شود که روشهای مقابله متاثر از تجربیات پیشین و یادگیریهای گذشته فرد میباشند.
نکته ای که مهم است  آن است که مقابله ممکن است باعث افزایش استرس نیز بشود . مثلاًًًً یکی از روشهای مقابله کارگری که کارش افزایش یافته است ، اینست که آن کار را با سرعت بیشتر و طبعاً خطای بیشتری انجام دهد و این خود میتواند باعث افزایش استرس شود.

3.مرکز کنترل (Locus of control) :
بعضی از افراد معتقدند آنچه در زندگی اشان رخ میدهد حاصل رفتار ، توانایی، شخصیت و کوشش خود آنهاست یعنی این باور را دارند که اتفاقات زندگی تحت کنترل ایشان است . به چنین افرادی افراد با کنترل درونی میگویند . از سوی دیگر عده ای از افراد اتفاقات زندگی را از کنترل خود خارج دانسته و آنرا به شانس یا تقدیر نسبت میدهند . به این افراد ، افراد با کنترل بیرونی میگویند .
در مطالعات مختلف دیده شده است افرادی که کنترل درونی دارند نسبت به افراد با کنترل بیرونی ، در مواجهه با مشکلات کاری دچار استرس کمتری شده و از سلامت بیشتری برخوردارند.

4.استقامت (Hardiness) :
افراد سرسخت و با استقامت افرادی هستند که دارای تعهد و مسئولیت پذیری زیاد ، نگاه خوش بینانه به مسائل و احساس کنترل بر روی وقایع و مبارزه جویی هستند . دیده شده است که چنین افرادی در حضور استرسور شکایت کمتری داشته و صدمات کمتری از استرس می بینند.

5. عوامل غیر شغلی :
هم مسائل و مشکلات خانوادگی میتوانند در محیط کار فکر و ذهن کارگر را مشغول کنند و هم مسائل کاری ممکن است روی رفتار و برخورد کارگر با خانواده تاثیر بگذارد . تقریباً تمام مدلهای استرس بر عوامل غیر شغلی و تاثیر آنها بر روی استرس ناشی از کار تاکید می کنند.
مشکلات خانوادگی ، وضعیت نامناسب مالی ، روابط نادرست در خارج از محیط کار از عواملی هستند که میتوانند بر روی استرس ناشی از کار اثر گذاشته و آنرا تشدید کنند و همچنین استرس میتواند به محیط زندگی و خانواده فرد منتقل شده ، باعث بدتر شدن وضعیت شود . در حقیقت دیده شده است که افرادیکه مشکلات خانوادگی نداشته و یا از وضعیت مالی بهتری برخوردارند دچار استرس کمتری میشوند.

6. حمایت اجتماعی (Social Support) :
یکی از عواملی که مطالعات زیادی در مورد آن صورت گرفته است میزان حمایت اجتماعی از کارگر است . در حقیقت حمایت اجتماعی خوب از کارگر چه از طرف مافوق یا همکاران باشد و چه از طرف خانواده و دوستان باعث کاهش اثرات استرس بر روی فرد و عوارض کمتری در وی میشود.

پیامدها و عوارض استرس
مهم است که بدانیم تمام استرسها منفی یا بد نیستند و در ابتدای کار روی موضوع استرس در سال 1976 Selye استرس را به دو گروه تقسیم کرد:
1.  Eustress   یا استرس خوب و دلخواه : این نوع استرس لذت بخش بوده و میتواند باعث اثرات مثبت مثل افزایش فعالیت و خلاقیت فردی شود.
2.  Distress   یا استرس بد: این استرس هنگامی رخ میدهد که فرد احساس کند قادر به کنترل حادثه استرس زا نیست . Distress  باعث از دست رفتن کارایی و کاهش رفاه فردی میشود.
تحقیقات فراوانی درمورد ارتباط بین استرس و بیماریهای مختلف انجام شده است و همانطور که ذکر شد جهت مشخص شدن مکانیسم های آن نیز مدلهای مختلفی بیان شده است . در هر صورت استرس ممکن است پیامدهای روانی ، فیزیولوژیک و یا رفتاری داشته باشد ؛ که به هر کدام آز آنها می پردازیم.

پیامدهای روانی:
بیماریهای روانی ناشی از استرس طیف وسیعی از بیماریها شامل علائم خفیف عصبی - روانی تا بیماریهای شدید روانی را دربر میگیرند. علائم اولیه و خفیف ممکن است شامل از بین رفتن اشتها ، بی خوابی ، انقباضات عصبی ناگهانی ، سردرد ، سوء هاضمه ، ناخن جویدن و کاهش تمرکز باشد . با تشدید و ادامه اثر استرس بر روی فرد بیماریهای واضح مانند افسردگی، اختلالات اضطرابی ، سوماتیفرم و دردهای سایکولوژیک ممکن است رخ دهد .
اینکه استرس چگونه می تواند باعث چنین اثراتی شود ، هنوز به درستی مشخص نیست و فرضیه های مختلفی مثل افزایش سروتونین و مونو آمین های دیگر به دنبال استرس ارائه شده است که جهت اثبات آنها به تحقیقات بیشتری نیاز است . اینک به چند بیماری مهم که در بیشتر مقالات مورد توجه قرار گرفته است می پردازیم.

الف. اختلال استرس پس از تروما (PTSD):
در این وضعیت به دنبال یک واقعه شدید مثل حوادث شغلی یا مرگ همکار ، فرد دچار وحشت و استرس شدیدی شده و پس از گذشت زمان هر چند وقت یکبار آن حادثه در ضمیر ناخود آگاه ظاهر میشود و باعث علایم اضطراب و وحشت در وی میشود. مثلاً فرد ممکن است در خواب آن حادثه را دوباره ببیند و همان احساس زمان حادثه در وی ایجاد شود. از علائم دیگر این سندرم افسردگی ، کاهش فعالیت و ارتباط با محیط بیرونی است.
مشاغلی که در آنها خطر فیزیکی شدید برای فرد یا همکارانش وجود دارد و همینطور مشاغلی که در آنها نجات جان دیگران مد نظر می باشد در معرض خطر (PTSD)میباشند. مثل آتشنشانان ، افراد پلیس و....
پزشکان شاغل در پزشکی قانونی نیز به جهت ماهیت کارشان ممکن است صحنه های فجیعی را تجربه کنند ؛ که آنها را مستعد(PTSD) کند.

ب. بیماری روانی گروهی (Mass Psychogenic Illness):
در این حالت عده ای از کارگران به طور همزمان دچار بیماری میشوند ، درحالیکه هیچ علائمی از بیماران واقعی وجود ندارد.این حالت با یک محرک فیزیکی مثلاً بوی ناشناخته ایجاد میشود. علائم اغلب ذهنی بوده و شامل تهوع ، سردرد ، سرگیجه و خستگی است . علائم به مرور با اقدامات حمایتی از بین میروند . این وضعیت در افراد  دارای کار یکنواخت ، بار کاری زیاد یا  استرسورهای فیزیکی رنج آور بیشتر دیده میشود. همچنین این حالت اضطرابی بیشتر خانمها و طبقات پایین اجتماعی را درگیر میکند.

ج. فرسودگی شغلی(Burnout) :
یکی از عوارض انتهایی استرس شغلی است که در آن فرد احساس میکند که دیگر قادر به انجام دادن کارهایش نیست . طبق تعریف Maslach در فرسودگی شغلی سه جزء مشخص شده است که عبارتند از خستگی احساسی ، زوال شخصیت و کاهش پیشرفت فردی.

1.ج.خستگی احساسی :
به صورت خستگی ، بی خوابی ، احساس نا امیدی و فشار روی خود و اینکه دیگر نمی تواند مثل گذشته کار کند، میباشد . از علائم بارز آن وحشت بازگشت به کار در فرد درگیر است.

2.ج. زوال شخصیت :
به نگرش منفی فرد به همکاران و سازمان اشاره دارد . در این حالت فرد نسبت به همکاران و روسا بدگمان میشود.

3.ج.  کاهش پیشرفت فردی:
به صورت ارزیابی منفی از خود و احساس عدم صلاحیت در انجام کار تظاهر می یابد.
هر چند بروز افسردگی شغلی ناگهانی است یعنی فرد به یکباره ابراز میکند که نمیتواند به کارش ادامه دهد ولی ایجاد آن تدریجی است واحتمال بیشتری دارد که این افراد دچار اعتیاد به داروهای مخدر و آرامبخش شوند . همچنین افسردگی و مشکلات گوارش در این افراد شیوع بیشتری دارد.

2.پیامدهای فیزیکی استرس :
الف. بیماریهای قلبی – عروقی :
تعداد بیشماری از مطالعات گذشته نگر و آینده نگر اثر استرسورهای محیط کار را در ایجاد بیماریهای قلبی – عروقی نشان داده اند. بعد از آنکه در سال 1976 کارازک مدل تقاضا کنترل را ارائه کرد مطالعات زیادی ارتباط عدم هماهنگی تقاضای کاری و کنترل بر روی کار را با بیماریهای قلبی – عروقی مورد بررسی قرار دادند.
دیده شده است که بار کاری زیاد با بروز بیشتر سکته های قلبی ارتباط دارد و  کارگرانی که در دارای بیشتر از یک شغل بوده و یا ساعات کار طولانی دارند، نسبت به گروه کنترل بیشتر دچار بیماریهای قلبی – عروقی میشوند .در مطالعه ای بین تضاد نقش و بیماری کاردیوواسکولار ارتباط پیدا شده است و دیده شده است که افرادی که از رضایت شغلی بیشتری برخوردارند ، کمتر دچار بیماریهای قلبی عروقی میشوند. همچنین در افرادی که در کارشان اختیار تصمیم گیری کمتری دارند مورتالیتی و موربیدیتی ناشی از بیماریهای قلبی – عروقی بیشتر است.
استرس میتواند باعث افزایش فشار خون نیز بشود . در تحقیقی دیده شده است که کارگرانی در یک محیط پر استرس کار میکردند ، فشار خون بالاتری داشتند و وقتی آنها از محیط کار خارج شدند ، فشار خون به حالت طبیعی بازگشت . همچنین در یک مطالعه افزایش فشار خون دیاستولیک در افراد با استرس کاری بالا دیده شده است .
در چندین مطالعه افزایش سطوح کلسترول و کاهش HDL با استرس در ارتباط بوده است و دیده شده است که سطح کلسترول خون ماموران مالیاتی ، دانش آموزان در هنگام امتحانات و کارگران شیفتی نسبت به گروه کنترل بالاست.
در سال 1997 Bjonmtrop این فرضیه را مطرح نمود که استرس از طریق تغییرات هورمونی در سیستم هورمونی و سیستم هیپوتالاموس – هیپوفیز - آدرنال موجب تغییر در نحوه توزیع بافت چربی در بدن میگردد. و حالا از این طریق موجب افزایش بیماریهای قلبی – عروقی میگردد.
همچنین نقش کاتکولامین ها نیز مطرح است ، به طوریکه دیده شده است افراد با بار کاری زیاد دارای سطوح کاتکولامین سرمی و ادراری بالاتری بودند.

ب‌.    بیماریهای دستگاه گوارش:
نقش استرس در ایجاد زخم پپتیک از مدتها قبل مورد توجه بوده است . امروزه ارتباط بین استرسهای حاد و ایجاد زخم گوارشی به اثبات رسیده است ، ولی ارتباط بین استرس مزمن و زخم پپتیک قطعی نشده است . کشف باکتری هلیکوباکتر پیلوری به عنوان عامل زخم پپتیک نتوانسته است نقش استرس را در ایجاد زخم پپتیک کمرنگ کند . مکانیسمهای مختلفی جهت چگونگی تاثیر استرس در ایجاد زخم پپتیک مطرح است . از جمله اینکه استرس با افزایش  ترشح کاتکولامینها ممکن است باعث افزایش ترشح اسید معده شود و یا اینکه استرس میتواند روی سیستم ایمنی و فرایندهای ترمیمی اثر گذاشته و با کاهش اثر آنها باعث ایجاد زخم شود و همچنین بیان شده است که استرس ممکن است نقشی در افزایش فعالیت میکروب هلیکوباکترپیلوری داشته باشد.
در مطالعات اپیدمیولوژیک افزایش بروز بیماری زخم پپتیک در سرکارگرانی که مسئول حفظ جان و ایمنی افراد زیردست خود هستند دیده شده است.همچنین شاغلینی که مسئولیت جان افراد دیگر به عهده آنهاست مثل پزشکان و پرسنل برج کنترل پرواز بیشتر دچار زخم پپتیک میشوند . دیده شده است  کارگرانی که در انتظار اخراج شدن یا تعطیلی کارخانه هستند نیز بیشتر دچار زخمهای گوارشی میشوند. بار کاری زیاد باعث بالا رفتن بروز زخم دئودنوم شده است ولی بر روی بروز زخم معده تاثیری نداشته است . حمایت اجتماعی خوب همکاران و خانواده تاثیر استرس را بر روی دستگاه گوارش کاهش می دهد. بیماریهای دیگر سیستم گوارشی که استرس ممکن است در آنها نقش داشته باشد شامل کولیت اولسراتیو ، سندرم روده تحریک پذیر ، سوء هاضمه و یبوست است. البته این ارتباط هنوز اثبات نشده و تنها در مورد اثر شیفت کاری چرخشی بر روی یبوست و اشتها ارتباط واضح دیده شده است.
ج. بیماریهای اسکلتی – عضلانی :
مطالعات مختلفی اثر استرس بر روی مشکلات اسکلتی – عضلانی را مورد بحث قرار داده اند. اکثر مطالعات تاثیر استرس را بر روی اختلالات اندام فوقانی مورد توجه قرار داده اند. در این مورد فرضیه هایی نیز مطرح است . اول آنکه تنش عضلانی ناشی از استرس باعث افزایش بار استاتیک عضلانی میشود . دوم آنکه افرادیکه در محیطهای پر استرس کار میکنند ممکن است کار کردشان با دیگران تفاوت کند . مثلاً این افراد کار معمول را با قدرت اضافی و غیر لازم عضلانی انجام میدهند . مسئله سوم تاثیر عوامل ارگونومیکی است . که یک ارتباط دو طرفه  دارد . یعنی مشکلات ارگونومیکی ممکن است باعث افزایش استرس شود و یا اینکه استرس باعث شود کاری در وضعیتهای غیر ارگونومیکی به انجام برسد و اینها باعث مشکلات اسکلتی – عضلانی بشوند. فرضیه دیگر این است که افرادیکه استرس زیاد دارند حساس تر بوده و با کوچک ترین مشکلی واکنش زیادی نشان میدهند که افراد طبیعی ممکن است به این مشکلات توجهی نداشته باشند.

د. اختلالات سیستم ایمنی و سرطانزایی:
تعداد زیادی از مطالعات بر روی حیوانات نشان داده اند که استرس احتمال ابتلا به عوامل عفونی را افزایش میدهد . در انسانها نیز اگرچه مطالعات کم است ولی دیده شده است که وقایع استرس زا با بیماریهایی که مرتبط با سیستم ایمنی هستند ، همراهی دارند . مثلاً استرس باعث تغییراتی در آنتی بادیهای در گردش سیستیوتوکیستی و پرولینواسیون لنفوسیتی میشود.
از دیگر مسائلی که با استرس ارتباط دارد ،  افزایش میزان بروز سرطان میباشد . در این رابطه گزارشات متعدد و ضد و نقیضی وجود دارد . بعنوان مثال تحقیقاتی که توسط Kunce صورت گرفته است نشانگر ارتباط وقایع استرس زای زندگی با ایجاد کارسینومای ریه ، کولورکتال و پستان بوده است.
Bright , Johnesدر سال 2001 در تحقیقی دریافتند که استرسورهای محیط کار همراه با افزایش بروز تمام انواع سرطانها بوده است.
فرضیات زیادی در مورد اینکه چگونه استرس باعث سرطان میشود بیان شده است . طبق یک فرضیه که توسط S.Cholst بیان شده است استرس باعث تغییر در متابولیسم سلولی از هوازی به بی هوازی میشود ؛ در حالیکه در سلول میزان کافی اکسیژن وجود دارد . حال این اکسیژن اضافی مصرف نشده به عنوان سم برعلیه DNA  خود سلول عمل کرده و موجب موتاسیون میگردد.
تئوری دیگر توسط Holdenدر سال 1998 منتشر شده است و بیان میکند که استرس باعث کاهش فعالیت سلولهای Natural Killer و افزایش TNF-α  میشود. این تغییرات باعث کاهش مولکولهای کلاس Iو II گروه MHC شده و میتواند باعث ایجاد کارسینوم نماید.

ه. صدمات و حوادث :
به نظر میرسد که بین استرس و صدمات محیط کار ارتباط وجود دارد؛ گرچه مکانیسم دقیق آن هنوز شناخته نشده است . در مطالعه بر روی رانندگان اتوبوس دیده شده است که افراد با نیازهای شغلی زیاد و نارضایتی بیشتر ، دچار آسیبهای کمری شده اند. همچنین دیده شده است که استرس باعث افزایش درد در اندام فوقانی میشود . استرس از چند راه ممکن است باعث بروز آسیب و صدمات شود . افزایش بار کاری در یک کارگر باعث میشود وی جهت انجام آن کار با سرعت بیشتری فعالیت نموده و خطاهایش افزایش یابد ؛ که این موضوع ایمنی فرد را به خطر می اندازد و همچنین فردی که سریع کار میکند یا بعلت کار زیاد خسته شده ودیگر به مسائل ایمنی  توجه نمی نماید و این باعث افزایش بروز صدمات و آسیبها در وی میشود.
کار شیفتی نیز ممکن است باعث افزایش آسیب و صدمه شود ؛ بطوریکه دیده شده است که تغییر شیفت باعث افزایش بروز صدمات و آسیبها در اولین روز کاری  میشود.
همچنین استرس می تواند باعث افزایش مصرف الکل ، سوء مصرف داروهای دیگر شده و باعث افزایش بروز آسیبها و صدمات گردد ؛ بطوریکه امروزه یک عامل مهم تصادفات وسایل نقلیه بعلت مصرف الکل است . از طرف دیگر دیده شده است که افرادی که آزادی تصمیم گیری کمتری در کار دارند از صدمات بیشتری رنج میبرند.

و. بیماریهای دیگر:
بیماریهایی مثل آسم ،  دیابت، سردرد یک جزء سایکوفیزیولوژیک داشته و استرس باعث افزایش احتمال بروز و تشدید آنها میشود . مثلاً در تحقیقی دیده شده است که پرسنل برج کنترل خطوط هوایی بیشتر از گروه کنترل به دیابت تیپ II دچار میشوند.
در واقع کمتر بیماری را میتوان یافت که ارتباط آن با استرس مورد بحث قرار نگرفته باشد و انواعی از بیماریها از اگزما تا سرطان مورد بررسی قرار گرفته اند ولی ارتباط آنها با استرس هنوز کاملاً اثبات نشده است.

پیامدهای رفتاری :
سومین گروه از علایم و عوارض ناشی از استرس پیامدهای رفتاری میباشند . در اینجا به تعدادی از این موارد اشاره میشود.

1.   غیبت از کار(Absenteeism):
از جمله عوارض شناخته شده استرس است . استرس باعث میشود تعداد موارد کوتاه مدت غیبت از کار افزایش یابد. همچنین دیده شده است که استرسورهای سازمانی مثل نیاز کاری بالا و کنترل کاری پایین باعث افزایش غیبت از کار میشوند.

2.    مصرف دخانیات:
همانطور که میدانیم سیگار باعث اثرات مختلف جسمی و روانی بر روی فرد میشود . مطالعات مختلف ارتباط واضح بین مصرف سیگار با بیماریهای قلبی– عروقی ، سرطان و بیماریهای انسدادی ریه را نشان داده اند. دیده شده است افرادی که استرس بیشتری دارند احتمال سیگاری شدنشان و تعداد سیگار مصرفی شان بیشتر است . همچنین خود سیگار میتواند باعث تشدید استرس شود و عوارض آن مثل اضطراب و بیقراری را بیشتر کند.

3.   سوء مصرف دارو، الکل و اعتیاد:
یکی از عوامل سوق به سوی مصرف الکل و مواد مخدر استرس است.   در حقیقت مصرف این مواد درک میزان استرس دریافتی توسط فرد را کاهش میدهد و همینطور میزان ارتباط فرد با خاطرات پیشین که موجب تشدید استرس میشود را کاهش میدهد.

4. اختلال خواب :
همه ما احتمالاً تجربه کرده ایم که هنگام داشتن استرس دچار بیخوابی میشویم . در این مورد چیزی که مهم است اینست که استرس و بیخوابی بر روی هم اثر  متقابل دارند . یعنی بیخوابی خود میتواند باعث تشدید استرس شود. مثلاً بیخوابی باعث خواب آلودگی طی روز و هنگام کار شده و باعث افزایش تعداد خطاهای کاری میشود و این خود میتواند استرس را تشدید کند.

برای ارسال نظر وارد سایت شوید

تماس و پشتیبانی

  • آدرس: تهران - بزرگراه رسالت - بعد از خیابان کرمان- جنب پمپ بنزین- پلاک808،‌ طبقه6، واحد30
  • خط 1: 22338803 - 021
  • خط 2: 22338925 - 021
  • همراه : 09011414843  -   09011414842  -  09900988703
  • پست الکترونیک: Alimollazamani@Gmail.com